تبليغاتX
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ...
ما ایرانی هستیم، ما وطن دوستیم


یه خواهش دارم قبل از این که بخونی یا نخونی!! عینک بدبینی رو از چشمت در بیار ، خواهش می کنم بدون در نظر گرفتن هیچ ذهنیتی از وبلاگ و عقیده ش گوش کن یا همون بخون-فکر نمی کنم خواهش بزرگی باشه-   :


من توی 4امین جشنواره ی نشریات تجربی شرکت کرده بودم. اون جا از استان های مختلف اومده بودن ، موقع کل کل کردن ها و سر میز خندیدن ها و اذیت های توی هتل ، بچه های استان ها کلی با هم اتحاد داشتن ، مثلاً استان فارس که ما بودیم و 9 نفر هم بودیم پیر استان های دیگه رو در آوردیم ، بچه های مشهد هم خیلی با حال بودن ... بگذریم، هر استانی اتحاد قشنگی داشت در برابر استان های دیگه ، از هم استانیش طرفداری می کرد،اختتامیه و مراسم اهداء جوایز واسه هم استانیش بیشتر و بلند تر دست می زد و ...
از هر نشریه حداقل 2 نفر اومده بودن -یکی مدیر مسئول و بقیه هم صاحبان آثار- یه رقابت هم گذاشته شد بین نشریات، ما 4 روز یزد بودیم-البته 3روز کارگاه های آموزشی گذاشته شد ولی ما یه روز زودتر اومدیم- توی کارگاه ها اعلام شد که هر نشریه که اومده باید یه نشریه دست نویس هم بزنه که مصاحبه داشته باشه ، گزارش ، خبر و ... و بعد از اختتامیه داوری نشریات انجام می شه جوایز هم جداست، داور ها هم به قرعه از خود بچه ها بودن + 2 تا داور اصلی -البته با این شرط که رأی ی واسه نشریه خودشون نداشتن-  جالبیش به این بود که وقتی مسئله ی این مسابقه داغ شد،بچه ها فقط با نشریه خودشون هم کاری می کردن، کمک می کردن ، می خواستن زودتر مصاحبه کنن ، شیطنت می کردن ،اتحاد داشتن، حتا اگه نشریه ای هم از استان خودشون بود فرقی با بقیه نشریات نداشت، به چشم یه رقیب نگاهش می کردن که باید ازش جلو بزنن -البته رقابت سالم بود ها-
شب آخر که می خواستیم برگردیم و مراسم اهداء جوایز هم تموم شده بود، همه با هم جمع شدیم توی حیاط هتل، دور حوض آب بزرگی که وسط حیاط بود، دیگه رقابتی نبود، کل کلی هم نبود، همه با هم دوست و صمیمی شده بودن -البته تا قبلش هم بودن ها ولی شیطنت هم بود- آخه شب وداع بود... یه گوشه بچه های شاعر شعر می خوندن، یه گوشه می خندیدن، ... اووووه اوضاعی بود... مشهدی ، شیرازی، اصفهانی، شمالی ، جنوبی... دیگه همه با هم مخلوط شده بودن، خیلی زیبا بود ، نمونه ی یه اتحاد قوی ، بعد از یه رقابت دوستانه... بهترین شب زندگی من و خیلی های دیگه ... بعضی ها مقام نیاورده بودن، بعضی نشریات هم چندین تا مقام اول داشتن - یه نشریه از مشهد حدود دو میلیون تومن گیرش اومد... عکس، مقاله ، گزارش، صفحه ادبی، طراحی،... توی همش یه مقامی داشت-ولی هیچ اختلافی نبود، بعضی ها بودن که ناراحت شدن -نه از این که چرا دیگران مقام آوردن ها، از این که چرا خودشون مقام نیاوردن- ولی فقط ناراحتی شون توی تالار اختتامیه بود، همین. بیرون از تالار باز هم شاد و خوشحال ... همه با هم دوست و متحد بودن، معنای واقعی اتحاد رو من اون جا دیدم ، توی جمعی که همه اهل شور و شعور بودن... با سلیقه های مختلف...

بعد از انتخابات همش یاد این قضیه می افتادم، بهانه ای نبود واسه ی نوشتن این جریان ، که امروز یکی از دوستان با کامنتی که گذاشته بود باعث نوشتن این خاطره شد، خیلی وقت ها از خودم می پرسم چرا اختلافی بعد از اختتامیه جشنواره به وجود نیومد؟ چرا کسی مدعی نشد که تقلب شده، یا حق من ضایع شده ؟ نمی دونم شاید هم کسی بوده که همچین حرفی زده و با توضیحات داور ها قانع شده ، از خودم می پرسم چی شد که بعد از انتخابات کار ما به زیر پا گذاشتن قانون رسید؟ می پرسم سودش توی جیب کی میره؟ کی می خواد اختلاف ها رو دامن بزنه؟ کی دوستدار تفرقه هست؟ اتحاد ایران و ایرانی به کی تنه می زنه؟ ...
دلم می خواد جواب این سوال ها رو بدونم ... شاید توی جریان جشنواره دشمنی نبود که اختلاف ایجاد کنه و آتش کینه رو توی دل بچه ها بندازه، شاید کسی فریب جوسازی ها رو نخورد...شاید اصلاً جوی ساخته نشد... شاید کسایی که توی مسابقه شرکت کردن و به صحت داوری مسابقه ایمان داشتن، اعتماد داشتن، فریب دشمن و حرف های گمراه کننده ش رو نخوردن...شاید اصلا دشمنی نبود... ولی اون چیزی که من مطمئن هستم اینه که ایران دشمن زیاد داره، خیلی ها چشم دیدن پیشرفت ایرانی و ایران رو ندارن، با هزار ترفند قصد دارن اتحاد ما رو ازمون بگیرن تا زمینه ی فعالیت خودشون باز بشه...

ما آدم ها طبیعت مون اینه که خودمون رو وابسته به گروه می دونیم ، حس تعلق به گروه توی همه مون هست و طبیعیه... وقتی مسئله ی اختلاف های جنسیتی پیش می آد، مرد ها در رقابت با زن ها قرار می گرن، وقتی مسئله ی اختلاف های دینی پیش می آد، دین ها مختلف علیه هم اقدام می کنن، وقتی اختلاف سیاسی به وجود می آد ، جناح های مختلف رو در رو می ایستن ، کرد ها ، لر ها ، فرس ها، بلوچ ها، ترک ها ... وقتی علیه هم می شن که یکی دست به اختلاف قمومی و قبیله ای بزنه، وقتی مسئله ی دفاع از اسلام می شه ، شیعه و سنی ، با هم علیه دشمن قیام می کنن، اون ها از همین می ترسن ، دیدن اسلام خیلی قوی شده ، شروع کردن به دامن زدن اختلاف های مسخره بین شیعه و سنی، دیدن ایران خیلی قوی شده شروع کردن به ایجاد اختلاف های قومی-قبیله ای... اختلاف های دینی، اختلاف های سیاسی ، سلیقه ای، نژادی، فرهنگی، اجتماعی، جنسیتی ...
و حالاهم دارن روی این اختلاف ها بدجوری سرمایه گذاری می کنن، تا ایران رو نابود کنن، تا اتحاد قوی ایرانی جماعت رو سست کنن، اون موقع امکان حمله نظامی هم هست -ابته همه شون مثل آمریکا هستن که هیچ غلطی نمی تونن بکنن ها ولی گول خودمون هم نباید بزنیم که انشاءالله گربه است...!!!!- یا خدایی نکرده و شاید شاید بدون حمله نظامی ، با انقلاب مخملی...
اون موقع ما هم می شیم مثل عراق یا افغانستان یا ...
یادمونن نره با هر سلیقه ای و هر نظری : ما ایرانی هستیم، ما وطن دوستیم، باید اتحاد خودمون رو توی این موقعیت حساس حفظ و تقویت کنیم، اون کسی هم که به این دعوا ها اشتیاق نشون می ده و ذوق می کنه، نه حافظ منافع ماست نه عاشق چشم و ابروی ما ... مطمئن باشید، پس نا خواسته سرباز دشمن نشید...


ما ایرانی هستیم، ما وطن دوستیم


ما ایرانی هستیم، ما وطن دوستیم


اتحدوا ... اتحدوا...

اتحدوا ... اتحدوا...


 

نوشته شده توسط قلم هاي پر جوهر در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 18:48 موضوع دردواره های یک آواره | لینک ثابت


اتحدوا... اتحدوا ...!!

اتحدوا .. اتحدوا 

پیرزن می گفت دوره آخرالزمان شده
کسی چه می داند
شاید هم شده
سگ ها زوزه می کشند
و پاچه صاحب خود را نشخوار می کنند
...

دلبرکان بالا و پایین می پرند
جیغ می زندد
و آسمان
روی چشم هایم خراب می شود
جانماز آب نمی کشم
بوی گند می دهند
ربطی به ادکلون های بد بویشان ندارد
بوی تیر های زهرآلود
متلک های آب نکشیده
اصلاً
بعضی شان
بوی آدمی زاد می دهند

 

کلاغ ها وسط بهشت
لاشه ی آدم را به نیش می کشند
و موسا از شرم قوم خود پا برهنه به طور می زند
اول تف کن روی غیرتت بعد وارد شو
دیگر محفل های غزل هم پست مدرن شده
و لیلای قصه ها
برهنه
میان دریاچه کثافت زده بلورین
کرال پشت می رود
...

 

شمشیر ها را رها کنید
باید از سر سطر نوشت
شمشیرها
               را
                   رها
دوره ی جنگ های تن به تن سرآمده
و این دفعه
هابیل
قابیل را
با پوست خربزه می کشد
ساده است
مثل بازی موش با گربه

 

مرده ها گور به گور می شوند
زنده ها گور خود را می کنند
و پیش خرید می کنند
4 طبقه
نامحرم روی من نخوابانید
فاتحه ها گیج می شوند
و میت ها
بر سر صوابش دعوا می کنند

 

پیرزن می گفت دوره آخر الزمان شده
شاطر سبیلش را تاب داد
زمانه عوض شده
چشمکی به مشتریان خوش بر و رو
و کنجد های اضافی
حالش را ببر
دیگر کنجدی نمانده
و هر سه پای پیرزن لنگ می زند
و آسفالت های خیابان زار زار گریه می کنند

 

شماتت؟
اهلش نیستم
انگشت حیرت هم نمی خایم
زمانه عوض نشده
زمانه عوضی شده...!!

 

"ر.پ" شیراز - تیر ۸۸  (با تغییر شعر به سبب حسن نیت و اتحاد)


 

نوشته شده توسط قلم هاي پر جوهر در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 4:18 موضوع دردواره های یک آواره | لینک ثابت


مرزهای پوشالی

 اتحدوا ... اتحدوا

این پست به سبب حسن نیت، هم دلی و اتحاد حذف و اضافه شد

 

بابا ما که با هم دعوا نداریم ، همه مون هم خوشبختانه صلاح ایران و ایرانی جماعت رو می خوایم، نه؟
آهسته ، دوستی ، اتحاد ... خوبه که بحثی هم بشه ولی نه این که خدایی نکرده تبدیل به جدال و تفرقه بشه، قبول دارید؟


اول به خودم می گم ، خود بیچارم، بعد هم جسارت می کنم و به دوستان می گم:

خوب نیست که این مسایل کوچیک رو بزرگ کرد ، خوب نیست این همه درگیر توی سر هم زدن و تخریب بشیم که از مسایل اصلی و اساسی غافل بمونیم ، دوست عزیز ، هم وطن محترم ، بهتر نیست که همه با هم در راه آبادانی کشور ، در راه اقتدار میهن عزیزمون، با تمام توان و انرژی ، به دور از تفرقه و بدبینی و کینه و ... هر چی از دستمون واسه این مملکت بر می آد دریغ نکنیم؟؟!!!


یادمون هم نره که امام(ره) می گفت:
شما خودتان را درست کنید ، کشورتان هم درست خواهد شد و هیچ آسیبی نخواهید دید.


بیا ما از خودمون شروع کنیم ، خودمون رو درست کنیم ، کاری به کار فلانی ها هم نداریم، نه که امر به معروف نکنیم ها... ولی نه این هم که بگیم چون بقیه و بزرگتر ها مشکل دارن ما نمی تونیم درستش کنیم، بیا از خودمون شروع کنیم ....  

اتحدوا ... اتحدوا


 

نوشته شده توسط قلم هاي پر جوهر در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 12:30 موضوع دردواره های یک آواره | لینک ثابت


جمعه ای حماسی

الله اکبر
چه قدر شیرین بود، چه قدر انقلابی بود، چه قدر حماسی بود ...
الله اکبر
چه شوری، چه اتحادی ، چه عظمتی ...
الله اکبر
عجب اقتداری ، عجب تواضعی، عجب معنویتی ...
الله اکبر


خوش به حال ما که پدر به این خوبی ای داریم ، خوش به حال ما که رهبرمون از صالح ترین های دنیاست، خوش به حال ما که ولایتی هستیم و مزه ی این عشق رو می چشیم.
دلم به حال همه ی اونایی که از این سرچشمه ی معنویت و عشق و امید و ... بهره نمی برن می سوزه.
و هشدار می دم به اون ترسوهای انگشت شماری فقیه رو درک نکردن و از روی نادونی یا خدایی نکرده به عمد یه غلطایی می کنن،  ما ولایتی هستیم، ما پشت سر مقتدانا امام خامنه ای، نائب برحق امام زمان(عج)، تا آخرین قطره خونمان ایستاده ایم.
به دشمنان می گویم که اگر به خیالتان گرد فراموشی و بی هویتی به چهره این ملت پاشیده اید، سخت در اشتباهید. داغ هزاران شهید بر سینه مان سنگینی می کند،  توبه گرگ، مرگ است، اگر خیال به سخره گرفتن اعتقادات مان را دارید یا ما را نشناخته اید یا هنوز هم احمقید. ما دست نشانده هاتان را می شناسیم، حتی اگر پشت لباس دین مخفی باشند، مگر چه کسانی، با چه لباس هایی، درب خانه را آتش زدند و پهلوی مادرمان را شکستند؟ مگر که سیلی زد، حکومت را غصب کرد ، دست و دهان علی(ع) را بست؟ ...
همگی فریاد می زنیم: ما برای شهادت آماده ایم و بشنوید کوردلان :

وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد، ارتش عالم نتواند که جوابم دهد
خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست

این بار هم همه با هم یک پارچه ، می خوانیم:

ما همه سرباز امام عصریم
ما پیروان خط رهبر هستیم
تا که هست اتحاد
دشمنان نامراد
فریاد یک دلی برآریم
دستان یکدگر فشاریم
الله اکبر
الله اکبر


 

نوشته شده توسط قلم هاي پر جوهر در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ساعت 1:5 موضوع دردواره های یک آواره | لینک ثابت


گفتمان امام

سلام دوستان
با توجه به مسائل پیش آمده و فراموش کاری بعضی افراد، یادآوری تاریخ 30 ساله ی انقلاب اسلامی ایران ، خالی از لطف نمی باشد و با توجه به تذکرات مقام معظم رهبری، امام خامنه ای(مدّظله العالي)در خطبه های نماز جمعه حماسی و تاریخی 29 خرداد ، مبنی بر ذکر نکردن نام افرادی که مورد اتهام هستند، تا آنجا که توانستم از آوردن نام افراد جلوگیری کردم -هم من و هم شما می دانیم چه کسانی راه امام و انقلاب را فراموش کردند- عکس های استفاده شده هم همگی مورد تایید است. برای روشنگری بیشتر وبلاگ نیو جبهه استفاده از این مطلب را با ذکر منبع، بلامانع می داند، باشد که همگی ذره ای از خدمات این انقلاب و این دولت مردمی ، شجاع و پرکار را درک و از انحرافات جلوگیری کنیم.
"قلم های پر جوهر"

 

انقلاب اسلامي ايران در حالي به وقوع پيوست كه كمتر متفكري انتظار گذشت سه دهه ي با صلابت را بر آن مي كشيد. پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري ابر مردي از تبار پاك خاندان پيامبر (ص)، شرق و غرب عالم را لرزانيد و ميراثي را بر جاي گذاشت كه هنوز زنده و فعال است. فردي كه تمام متفكران و آزاد انديشان و حتي دشمنانش را تحت تأثير قرار داد و همگان به عظمت بي نظير او اعتراف كردند؛ متفكران مسيحي او را عيساي معاصر ناميدند و انديشمندان مسلمان، وي را گلوله اي، كه از صدر اسلام شليك شده و بر قلب قرن بيستم نشسته است. امام بزرگوارمان كه فيلسوفي بزرگ و عارفي ارجمند بود با مرزبندي اسلام ناب محمدي (ص) در مقابل اسلام آمريكايي فرزندان انقلاب را از گرفتاري در دام اسلام آمريكايي برحذر داشت و خطر آن را بارها به وارثان انقلاب گوشزد كرد. مخالفت و مبارزه با سرمايه داري زالو صفت، مبارزه با كاخ نشيني و استكبار جهاني، شجاعت و صراحت در انديشه و عمل، ساده زيستي، عدالت محوري، الگوگيري از شيوه امير مؤمنان (ع)، توجه به وجود مقدس امام زمان (عج) و ... از موارد اسلام ناب محمدي (ص) بود كه ايشان بارها در كلام نوراني شان يادآوري كردن. قائدنا الخامنه اي (مدّظله العالي) نيز در ادامه راه امام (ره) گفتمان انقلاب را در رهنمودهايشان تبيين كردند و براي حفظ شعارهاي بنيادي انقلاب اسلامي چه خون دل ها كه نخوردند.
در طول 30 سال از گذشت انقلاب اسلامي حوادث تلخ و شيريني را تجربه كرديم كه مرور و تحليل اين گونه حوادث مانع از رشد مجدد جريانات بيگانه با انقلاب مي شود. با توجه به اين كه تحليل و تبيين اين دوران نيازمند نگارش صدها مقاله و كتاب مي باشد، نگارنده به علت حجم اندك نشريه اشاره اي گذرا به جريانات اين دوران دارد.
با گذشت دو دهه از انقلاب كم كم دنيا طلبي و مصرف گرايي به عنوان يك ارزش، جايگزين ارزش هاي اصيل اسلامي شد و اين آغازي بود براي حذف گفتمان اسلام ناب. ساده زيستي مورد هجوم گسترده قرار گرفت و تجمل گرايي از هر سو ترويج شد. در اين ميان، حركت خزنده ي فمنيست ها نيز جامعه زنان و دختران را به سوي بي بند و باري پيش مي برد؛ ترويج دوچرخه سواري بانوان در خيابان هاي عمومي توسط اعضاي خانواده ي مسئولان نظام و حمله به حجاب اسلامي از سوي بعضي شخصيت هاي مؤثر از نمونه هاي اين جريان رو به رشد بود.


اينك دهه ي سوم انقلاب در حالي آغاز مي شد كه هويت انقلابي ايران اسلامي مخدوش شده بود و اين جريان مي توانست حركت خود را سرعت بخشد. فرزندان امام (ره) در اين دوره شاهد غم انگيز ترين حوادث در تاريخ انقلاب اسلامي بودند. موضوع ولايت فقيه كه ابتدا توسط دولت بازرگان زير سؤال رفته بود، اكنون با هجمه اي گسترده روبرو مي شد. پخش جزواتي پيرامون ولايت فقيه در مدارس شهرهاي مختلف براي شبه افكني در ذهن دانش آموزان، از جمله اقدامات تلخ اين دوران بود. سپاه و بسيج زير سؤال برده شد و فرهنگ بسيجي در جامعه تخريب مي شد. اين در حالي بود كه هنوز صداي امام (ره) در گوش جان انقلابيون طنين انداز بود؛ " از خداوند مي خواهم، مرا با بسيجيانم محشور فرمايد"
در اين دوران سياه، جنگ يزر سؤال رفت، مقدسات مورد حمله قرار گرفت، عزاداري و گريه بر امام حسين (ع)، مقاير با شادي اعلام شد و گفتند افكار امام خميني (ره) به درد موزه ها مي خورد. با تعرض به مباني و اصول انقلاب اسلامي، جرأت جسارت به امام خميني (ره) و امام خامنه اي (مدّظله العالي) را كردند و حمله به مقام روحانيت و مرجعيت، از سوي تأوريسين هاي اين جريان در روزنامه هايشان آغاز شد. صدور انقلاب اسلامي كه فرمولي جهت زمينه سازي انقلاب عظيم جهاني- اسلامي بود را تخطئه كردند و خشونت و خشونت طلبي، مستقيم يا غير مستقيم متوجه دين و دينداري گرديد. اين عده با تحريك و تشويق خائنان انقلاب و فحاشي و حتاكي عليه حضرت آيت ا.. مصباح يزدي پرداختند و كاريكاتوري اهانت بار را عليه ايشان انتشار دادند. حضرت آيت ا.. مشكيني علت اين حملات را به خوبي بيان مي كند: " علامت اين كه اين شخصيت وجود مؤثري است، اين شخص مدافع اسلام است، اين شخص همراه اسلام و فداكار اسلام است، زيادي حمله ها عليه اوست."


اين جريان با تأكيد بر آزادي، تسامح و تساهل و جامعه مدني تصريح كردند : " اگر دين در مقابل آزادي بايستد، در هم خواهد شكست(سید محمد خاتمی)" شعار آزادي مترادف با بي بند و باري گرديد و با واژه هاي تحجر، خرافه گرايي و جمود فكري، فرهنگ ديني زير سؤال رفت.


در اين حين امام خامنه اي (مدّظله العالي) صريحاً در بياناتشان به نقد اين جريان مي پرداختند تا فرزندان انقلاب را از خواب غفلت بيدار سازند و مانع پيشروي اين جريان رو به رشد شوند. حدود آزادي را تبيين كردند و اصلاحات واقعي را مغاير با ساختارشكني دانستند. اينك سربازان ولايت كم كم بيدار مي شدند و نداي رهبر را كه فرمودند: " نبايد بگذاريد چهره انقلابي جمهوري اسلامي ... اندكي مخدوش شود (پيام به كنگره ي عظيم حج، 79/12/12) " لبيك گفتند.در جهت آگاهي مردم تلاش كردند و چند سال بعد مردم نشان دادند كه اين جريان نتوانسته است در اعماق جانشان نفوذ كند. آن ها به دنبال بازگشت به گفتمان امام و انقلاب بودند. كفن پوشان ولايت دست ها را به سوي آسمان بلند كرده از خداوند خواستند تا گناهانشان را بيامرزد و توبه آنان را بپذيرد ... . با شروع دهه ي چهارم انقلاب، دنيا شاهد احياي گفتمان انقلاب بود. عدالت خواهي، ساده زيستي و مخالفت بت استكبار و ... بار ديگر پر رنگ شد.گرچه امروز هم كساني هستند كه از امام نام مي برند اما از راه و خط امام عبور كرده اند وعده اي نيز سالها با سكوت خود مهر تأييد بر آن فجايع زدند اما اين خود نشانه پيروزي گفتمان امام است. 

 
 اين بار هنگام بيانات رهبرمان به خواب نمي رويم:" در طول زمان، براي پاك كردن جاي پاي امام و خط امام خيلي تلاش كردند. ولي امروز بعد از بيست و هفت سال كه از آغاز آن نهضت عظيم و پيروزي انقلاب و تشكيل جمهوري اسلامي گذشته است، شما مي بينيد كه رايحه ي خدمت گذاري به مردم با تكيه بر شعار هاي انقلاب در سراسر كشور استشمام مي شود(84/10/19) " و پيام امام عزيزمان را بر قلب هايمان نوشته ايم كه : " به جمهوري اسلامي كه ثمره ي خون پدرانتان است تا پاي جان وفادار بمانيد و با آمادگي خود و صدور انقلاب اسلامي و ابلاغ پيام شهيدان زمينه را براي قيام منجي عالم و خاتم الاوصياء و مفخر الاولياء حضرت بقيه ا.. روحي فداه ، فراهم سازيد. (صحيفه ي نور، جلد19 ، صفحه 297 )


 

نوشته شده توسط قلم هاي پر جوهر در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 18:38 موضوع سیاسی | لینک ثابت


سلام ایرانی

سلام ایرانی
دوست عزیزی در قسمت نظرات پست قبلُ نظرشان را اعلام کردند و منتظر جواب من بودند. چون احساس کردم شاید حرف عده ای از عزیزان همین شبهه ها باشد ، جوای نظر ایشان را به صورت پست نوشتم . منتظر نظراتتان هستم.

سلام،سلام،سلام
برادر-خواهر یا هر کس که هستی :
"مدعي دموکراسي
با آبروت بازي نکن ، حريف ملت نميشي
آمريکا رو راضي نکن
"
شعار همین ملت هست، چند صد هزار نفر که معترض فضای اغتشاشی ایجاد شده هستن. تکلیف خودتون رو مشخص کنید ، این وری یا اون وری؟


قبلش : اول از نظرتان و تذکراتتان ممنونیم و ممنونم
بعدش: چند خبر: توجه توجه:
- بني‌صدر خائن جاسوس وطن‌فروش که عامل 8 سال جنگ ايران با عراق بود، هم‌اکنون در صداي امريکا از موسوي حمايت کرد.
- موسوی 8 تیر 65 درباره سلامت انتخابات ‌گفت: مگر می‌شود در انتخاباتی که شورای‌نگهبان و مردم ناظرند، دولت اثر بگذارد؟
- ...
- ...


وحالا جواب شما :


1."چرا نمی خواهید بپذیرید که جهان میلیاردها جمعیت داردو حتی یک نفر از این میلیاردها مثل آن یکی نیست" جو سازی نکن اخوی ، که گفته ما نمی خواهیم بپذیریم؟ اگر بود که این وضعیت خفت بار پیش نمی آمد ، اگر بود که لازم نبود این همه خار در گلو فقط سرفه کنیم، اگر بود که آقا می آمد یا نه نمی آمد ...!! به فرموده ی... ولش کن به فرموده عقل ، بزرگترین دادگاه ما وجدان ماست، خودت قضاوت کن ، خودت ، بدون عینک سیاه بدبینی...


2.... بهترین یاران پیامبر...بهترین یاران حق...قرآن های سر نیزه...فریادهای کودکان زهرا...هی .. کاش می دانستیم، کاش میزان ما حق بود و لاغیر.
گر خيل سفيانها......... با سبزي رنگ خود........ قرآن ببرند بالا .......آن هم به سر نيزه ........گر خيل اشعث ها....... با طعنه و تهمت ها........ پيش روند با هم...... همچون علف هرزه ....... بايد بدانند ما....... اهل ولا هستيم ......هرگز نكنيم تكرار .....تنهايي حيدر را.... تبعيد اباذر را
طلحه ، طلحه الخیر. زبیر ، شمشیر اسلام . حرف دل ما هم که همین است ... چه کسی ادعای هم نشینی با امام را دارد و در عمل خلافش؟ چه کسانی روزی همراه ولایت بودند و امروز رو به رویش؟ نامه می نویسند که چه بشود ؟ که زخم دل رهبر را تسکین دهند؟ نامه هاشمی را می گویم ، همان که عین نامه منتظری بود به امام...و امام چه گفت؟ با خاری در گلو و ...
چرا سعی می کنی خودت را جدا فرض کنی؟ ما همه ایرانی هستیم . نظر هر کس برای خودش محترم ولی خودت قضاوت کن "چرا هر کس مثل شما فکر نکرد، لباس نپوشید، حرف نزد، رای نداد و .... دشمن است و غیر خودی" این مصداق من بیچاره است یا کسانی که رای ملت را قبول ندارند... شاید هم راست می گویند ... ملت پاپتی چه می فهمد که رای دهد؟!!
چه کسی همچین ادعای باطلی کرده که قدیس است و یار امام عصر(عج) ؟ خیلی ببخشید ولی غلط خورده کسی که خودش را قدیس و دیگران را شیطان فرض کند ... خون دلی که سرور و سالار آن 313 یار صدیق از مدعیان می خورد خیلی بیشتر از آن جوانان بذله گوی بد حجاب سه تیغه است.. که می تواند انکار کند؟


3."چرا جرات نام بردن از خودتان را ندارید؟" کسی نصیحت می کند که خود عمل کننده ی حرفش باشد!! دیدم اسم شریفتان را !!!!! "یک ایرانی"...بحث این حرف ها نیست اخوی...جسارت نشود ولی شما مدعیان جامعه مدنی چرا نمیفهمید تمكين نكردن به راي ملت ، طي نمودن مسير ديكتاتوري است و احترام به راي مردم احترام به دموکراسي است؟!!؟؟ مگر هر چه شما میبینی و می شنوی و می خوانی حق است؟ مگر حرف تمام مردم است؟ چرا به ملت احترام نمی گذارید؟ خبر خبر: از اين پس هر كسي توي شهري كه خودش به دنيا اومده نامزد انتخابات مجلس بشه حتما راي مياره حتي اگر از اون شهر 1 نفر بخوان همه كساني كه مال همون شهرن راي ميارن!!! ميدونيد چطور؟ چون دكتر زهرا رهنورد اينو گفته! هركسي تو شهر خودش به همشهريش راي ميده!
من در حوزه ی رای گیری ای که بودم 90 در صد رای شان احمدی نژاد بود... ها، یادم نبود آن ها که جزء آدم نبودند ...آن ها از عوام بودند...!!"چرا قبول نمی کنید منتخب شما یک دروغ گو و مزور و خودستا بیشتر نیست " بگو منتخب ما ، منتخب مردم ، منتخب همه مردم ایران ، دکتر محمود احمدی نژاد، چه دروغی گفته؟ کدام خود ستایی ؟ جز این که در حرف هایش تمام دست آورد های مخلصانه و شبانه روزی اش را به پای ملت می نوشت؟ شما کردید... ملت کردند...لطف مردم باعث شد...اگر حرفت حق است بگو ... منتظرم ...
رهبری اعلام کردند که انتخابات دور دهم ریاست جمهوری پاکترین  و معتبر تیرین انتخابات بوده...حرف ولایت را هم قبول نداری؟ یا این که اطلاعات شما کامل تر از ایشان است؟؟!!!


4.شما رفتی و کل ایران را شمردی که ببینی طرفداران کاندیداها چه تعدادی بودند؟ به خدا گناه دارد، معصیت دارد ،چرا این همه سیاه نمایی؟ چرا تهمت؟چرا  دروغ؟  "انشاالله در آخرت هم یکدیگر را زیارت کرده و حق و باطل مشخص می شود."


5.چی بگم به شما ؟؟ باز هم می گم عینک بدبینی رو بردار خودت راحت تری...
انشاءالله روزی شاهدیم مافیای قدرت و ثروت از هم می پاشد، ملت توی دهنشان می زنند... بله همین پاپتی ها...مصلحت اندیشی هم نمی کنم ، اشاره ام به شخص آقای هاشمی ، جاسبی، ...، دوستانشان، پسرانشان، دخترانشان و ... است.حضرت روح الله : اي مستضعفان جهان برخيزيد! و همپيمان شويد ، و ستمگران را از صحنه برانيد ، كه زمين از خداست و وارث آن مستضعفانند
انشاالله


6. ...
7. ...
.
.
.


إِنَّ اللّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفُور


 

نوشته شده توسط قلم هاي پر جوهر در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت